گفتاری از گاندی

  | وبلاگ - گاه نوشت ها سه شنبه 07 اردیبهشت 1389 ساعت 12:31

من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته خو یا شیطان صفت باشم ،

من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،

من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.

و تو هم به یاد داشته باش:
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساخته ام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساخته ام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.


لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.



میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بى هیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست ،
پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.

دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و میستایند،
حسودان از من متنفرند ولى باز میستایند،
دشمنانم کمر به نابودیم بسته اند و همچنان میستایندم،
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم......

یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت،
اما همگى جایزالخطا.

اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،
نامت را انسانى باهوش بگذار

/ 3 نظر / 7 بازدید
بهاربد

با این اوصاف من از همه بی هوش ترم چون من همه را انسان می بینم قابل احترام و صمیمی ... ولی همیشه مواجه هم با ادم هایی که بخیل اند از بخل دوستانم به ستوه امده در حالی که با همه به سخاوت رفتار می کنم ... شروع این پست منو یاد یه نوشته تو وبلاگی کرد که درون هر زنی یک کلفت هست ... یه فاحشه هست ... نمی دونم چرا !!

بهاربد

نمی دونم چرا یه ذره خیلی نفهمیدم چی گفتین ... !!