میخشکه پا به دریاها خراب میشه همه راها

اگه کشتیم ما امروزو میمیرن همه فرداها

قیامت میشه ما باهم نباشیم نمیچرخه فلک از هم جدا شیم

دیگه روزی نمی مونه که شب شه دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه

همه رود خونه ها بی آب شکسته قامت مهتاب

برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب

تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشک سالی

غم گلهای خشکیده ز هم دنیا رو پاشیده

می اوفته چرخ از گردون میره خورشید توی زندون

میریزن سنگا از کوها بوی غم میده شب بوها

قیامت میشه ما باهم نباشیم نمیچرخه فلک از هم جدا شیم

زمین و آسمون دور میشن از هم میشینه گرد بم بر روی آدم

می اوفته چرخ از گردون میره خورشید توی زندون

میریزن سنگا از کوها بوی غم میده شب بوها

زمانو ساعتش وا میسته از طبیعت از طبیعت میشه بی کار

دیگه روزی نمی مونه که شب شه دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه

نمی بینم دیگه قشنگیارو سیاه می بینم رنگیارو

به چشم من که اینجوره تو که نیستس چشام کوره

مثل آبه رو آتیشه تو باشی دنیا خوب میشه

 

با تو چه زندگیایی که تو رویاهام نداشتم

تکو تنها بودم اما تو رو تنها نمیزاشتم

چه سفر ها با تو کردم چه سفر ها تو رو بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم که نگی دوست ندارم

از تو که با یه نگاهت زیرو رو شد روزگارم

دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم

موقه نوشتنو وقت اسم گذاشتن و کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست

با تو چه زندگیایی که تو رویاهام نداشتم

تکو تنها بودم اما تو رو تنها نمیزاشتم

حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم

می رسیدی من اما آرزو به دل می موندم

هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو

اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو

توی گفتن و نگفتن از چه روزایی گذشتم

اونقده رفتمو رفتم اونقده رفتمو رفتم که هنوزم بر نگشتم

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونس من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعسشه اگه مردم تو بدون چه کسی وارثشه

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست

یه ده مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی

بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگو ندیدی

دل نبود توی دلم تو رو گرگا نبینن

اونا با دندون تیز تو کمینت نشینن

الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو اگه توی این بیابونا خاری بره تو پای تو

یه دفه مثل پرنده قفس عشقو شکستی

پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی

دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا

غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا

نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت

من تموم قصه هام قصه توست

اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست

یه دفه مثل یه گل رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ می اومد از آسمون

بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت

نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ

من تموم قصه هام قصه توست

یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی

آره پروانه شدم که پرام سوخته شه تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم

دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات

انقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم

/ 5 نظر / 6 بازدید
مریم

سلام خوبی وبلاگ قشنگه تو بهت تبریک میگم موفق و شاد باشی

سونا

سلام/ عيدتون مبارک. من اسباب کشی کردم به اين آدرس : oldouzlar.blogfa.com مرسی که يادم کردين! :)

سونا

سلام/ وبلاگ نويسی رو ترک کردين؟ درسها رو خوب می خونيد؟

سحر

سلام...بابا از اين ورا...کجاييی....؟؟؟؟چه عجب يادی از وب کردی؟؟؟ قالبم همينجوريه دلم گرفت سياهش کردم

سونا

به به اقا جواد خوبی؟ صرفه جويی کدومه؟ شما وبلاگت رو ول کردی رفتی. فکر کردم از دنيای وبلاگستان خداحافظی کردی ديگه. درس ها چطورن؟ نويسندگان وبلاگ هم که عوض شدن. خوش باشی :) ممنون که ياد من بودي