For the first snow fall...

به نام خدا

دروغ دیواریست

که هر صبح آجرهایش را می چینی

بنای بی حواس من!

در را فراموش کرده ای

آب تا گردنم بالا آمده

آجرها تا گردنم بالا آمده

آب بالا آمده

اما من نمی میرم

من ماهی می شوم...


بدون نام


 



به شانه‌ام زدی
که تنهایی‌ام را تکانده باشی
به چه دل خوش کرده‌ای!؟
تکاندن برف
از شانه‌های ادم برفی!؟ …

/ 2 نظر / 7 بازدید