فقر از دیدگاه دکتر شریعتی


 

فقر از دیدگاه دکتر شریعتی





فقر
میخواهم بگویم ……
فقر همه جا سر میکشد …….
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ……فقر ، چیزی را ” نداشتن ” است ، ولی ، آن چیز پول نیست ….. طلا و غذا نیست…….
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ……
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ……
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …..
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …..
فقر ، همه جا سر میکشد …….
فقر ، شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست ..
فقر ، روز را ” بی اندیشه” سر کردن است

/ 2 نظر / 3 بازدید
من

حرفای شریعتی همیشه عالیه.اگه میشه از کتاب دفترهای خاکستریش بنویسین. ممنون

رها

محشر بود!حرفای استادمونو باید با اب طلا بنویسیم! یا با اشکای چشامون...